المپیک پسر هارسید ۱)مخ زدن دختر بسیجی در ۱۰ ثانیه ۲)تحمل کردن و از حال نرفتن در مقابل ۲۰ دختر سمج ۳)دویدن در حیاط مدرسه دخترانه بدون نگاه کردن به اطراف ۴)رقابت با دختران در رشته چونه زنی وپر حرفی وپشت مبایل یا تلفن ۵)ناز کشی ۳ دختر به طور همزمان مطلب دیگه اش: اگر پسرا نبودن؟ ۱)اگر پسرا نبودن کی مامان رو دق می داد؟ ۲)اگر پسرا نبودن کی خونه رو می کرد باغ وحش؟ ۳)اگر پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کی ضایع میکرد؟ ۴)اگر پسرا نبودن دخترا به کی میخندیدن؟ ۵)اگر پسرا دخترا کیو سر کار می ذاشتن؟ ۶)اگر پسرا نبودن دخترا کیو تیغ میزدن؟ ۷)اگر پسرا نبودن تو کلاس کی میرفت کج می اورد؟ ۸)اگر پسرا نبودن کی نمره هاش همیشه تک بود؟ ۹)اگر پسرا نبودن دخترا اوقات فراغت نداشتن؟
.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390, 06:08 ب.ظ
خصوصیات پسرها وقتی عاشق می شوند: 1-نوک دماغشون قرمز والبته بزرگ می شود وبه دماغ دختر مورد نظر اهانت می کنند. 2-حرف های قلمبه سلمبه می زنند وور ور وهرهر می خندند(که از علائم جنون است) 3-اگر زمستان باشه گلوله برفی به دختر مورد نظر می زنند(که الهی دستشون بشکنه) 4-اگر تابستان باشه بطری اب معدنی شان را سر دخترها خالی می کنند 5-ادعا می کنند که از دختر ها بدشون می اید اخه می دونید چیه؟ اگر این کارها را نکنند تابلو می شوند راستی برام نتیجه اخلاقی این مطلب را بنویسید یه لب تاب به برنده اعطا خواهد شد.(اگر برنده پسر باشد یه جوراب نشسته هم افزون بر جایزه خواهیم داد) سازمان شمارش بی نهایتان پسر های محترم(دور از جان)به عدد575790975432780087664یک رقم اضافه کنید وبرای نفر بعدی ارسال کنید سازمان شمارش اسکول شدگان
.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390, 06:07 ب.ظ
می دانید اگر پسر ها نبودند چی می شد؟ 1-دیگه کی بود که دخترها مسخرشون کنه؟ 2-دیگه کی بود که با دیدن دخترها دست وپایش شل بشود؟ 3-دیگه کی بود که دخترها خرش کنند؟ 4-دیگه کی بود که دخترها سرشون داد بزنند؟ 5-دیگه کی بود که ساعت 7صبح مثل کشیکی ها دم در خونه دختر ها واسته؟(ونگهبانی بده؟) 6-دیگه کی بود که داداش دخترها به باد کتکش بگیره؟ 7-دیگه کی بود که برای عشق دخترها بخونه؟ 8-دیگه کی بود که بابا هر روز عین خر ازش کار بکشه؟ و...... حالا اگر دختر ها نبودند چی می شد؟ 1-دیگه کی بود که به بابا مربا بده ؟ 2-دیگه کی بود که پسرها را خمار کنه؟ 3-دیگه کی بود که پسر ها سرکار بذاره؟ 4_دیگه کی بود که حال پسر ها را بگیره؟ 5-دیگه کی بود که عین فرشته مهربون که سر راه پینوکیو سبز شد اونو از دروغ گویی باز داره؟
.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390, 06:06 ب.ظ
چرا اگه کریستف کلمب ازدواج کرده بود آمریکا رو کشف نمیکرد ؟!
اگر کریستوفر کلمب ازدواج کرده بود٬ ممکن بود هیچوقت قاره امریکا رو کشف نکنه٬چون بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد چنین سفر ماجراجویانه ای٬ باید وقتش رو به جواب دادن به زنش٬ در مورد این سوالات می گذروند:
- کجا داری میری؟
- با کی داری می ری؟
- واسه چی می ری؟
- چطوری می ری؟
- کشف؟
-برای کشف چی می ری؟
- چرا تو می ری؟
.
.
- تا تو برگردی من چیکار کنم؟!
- می تونم منم باهات بیام؟!
-راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟
- بده لیستو ببینم!
- حالا کِی برمی گردی؟
- واسم چی میاری؟
.
.
- تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی٬ اینطور نیست؟!
- جواب منو بده؟
- منظورت از این نقشه چیه؟
- نکنه می خوای با کسی در بری؟
- چطور ازت خبر داشته باشم؟
- چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟
- راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!
.
.
- من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟
- مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟
- تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!
- خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو؟!
- من هنوز نمی فهمم٬ مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!
-چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟
.
.
- اصلا من می خوام باهات بیام!
- فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!
- واسه چی؟؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان!
- آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن!
- خفه خون بگیر!!!! تو به عنوان داماد وظیفته!
.
.
- راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟
.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390, 05:16 ب.ظ
زن در حالی که در آینه نگاه میکنه به شوهرش میگه: من جدیدا خیلی وحشتناک، چاق و زشت به نظر میرسم.. لطفا یه چیز خوب به من بگو شوهر: بیناییت فوق العادست عزیزم...!!!!
.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390, 05:13 ب.ظ
خانومی برای درمان مشکل بچه دار نشدن خود به پزشک مراجعه کرد. پس از معاینات و آزمایش های مربوطه، پزشک نظر داد که متاسفانه مشکل از مرد میباشد و تنها راه حل
ممکن، بهره برداری از خدمات «پدر جایگزین» است.
زن: منظورتان از پدر جایگزین چیست؟
پزشک: مردی که با دقت انتخاب می شود تا نقش شوهر را اجرا و به بارداری خانم کمک کند..
زن تردید نشان داد لکن شوهرش بچه می خواست و او را راضی کرد تا راه حل را بعنوان تجویز پزشک بپذیرد.
چند روز بعد جوانی را یافتند تا زمانیکه شوهر در خانه نباشد برای انجام وظیفه مراجعه کند.
روز موعود فرا رسید، لکن همسایه طبقه بالا نیز همان روز عکاسی را برای گرفتن عکس از نوزاد خود دعوت کرده بود تا در منزل از کودکشان چند عکس بگیرد.
از بد حادثه عکاس آدرس را اشتباهی رفته و به خانه زوج جوان رسید و در زد. زن در را باز کرد.
- سلام، برای موضوع بچه آمدم.
- سلام، بفرمائید.
- میخوام هرچه زودتر شروع کنم.
- باشه! بریم اتاق خواب؟
- حرفی نیست، هرچند که سالن مناسب تر است؛ دو تا روی فرش، دوتا رو مبل و یکی هم تو حیاط.
- چند تا؟
- حداقل پنج تا. البته اگر بیشتر خواستید حرفی نیست.
عکاس در حالیکه آلبومی را از کیف خود بیرون می آورد، ادامه داد:
- مایلم نمونه کارم را نشونتون بدم. روشی را بکار می برم که مشتریام خیلی دوست دارن.. مثلاً ببینید این بچه چقدر زیباست. اینکار رو تو یک پارک کردم.. وسط روز بود و مردم جمع شدن تماشا کنن. اون خانم خیلی پر توقع بود و مرتباً بهانه می گرفت. در نهایت مجبور شدم از دو تا از دوستام کمک بگیرم. علاوه بر اون یه بچه گربه هم اونجا بود و دم و دستگاه رو گاز می گرفت.
زن بیچاره حیرت زده به سخنان گوش می کرد.
- حالا این دوقلوها را نگاه کنین.. اینبار خودی نشان دادم. مامانه همکاری تاپی کرد وظرف پنچ دقیقه کارمون رو تموم کردیم. رسیدم و با دو تا تق تق همه چیز روبراه شد و این دوقلوهائی که می بینید..
حیرت زن به نوعی سرگیجه تبدیل شده بود و عکاس اینگونه ادامه می داد:
- در مورد این بچه کار سخت تر بود. مامانش عصبی شده بود. بهش گفتم شما آروم باشید تا من کار خودمو بکنم. روشو برگردوند و همه چی بخوبی و خوشی پایان یافت.
چیزی نمونده بود که زن بیچاره از حال برود. طرف آلبوم را جمع کرده و گفت:
- شروع کنیم؟
- هر وقت شما بگین!
- عالیه! میرم سه پایه رو بیارم...
- سه پایه؟ برای چی؟
- آخه وسیله کار خیلی بزرگه. نمی تونم تو دست بگیرمش و بایستی بذارمش رو سه پایه و ... خانم.... خانووووووم.... کجا میری؟ چرا فرار میکنی؟ پس بچه چی شد؟ !!!!!!!!!
.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390, 05:12 ب.ظ
یه روز یه خانومه که ماشینش قدیمی و خراب شده بوده تصمیم میگیره که به شوهرش یه جوری غیر مستقیم بگه که یه ماشین نو میخواد.
به شوهرش میگه عزیزم روز تولدم نزدیکه. لطفا برام یه چیزی بخر که صفر تا صد رو تو 4 ثانیه بره و رنگش هم آبی باشه. حالا حدس بزنین شوهرش برا تولد خانومه چی میخره؟
.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390, 05:05 ب.ظ
مطلب زیر در مورد سیر تاریخیه مهریه ونتایج اونه .ببینین.....
عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها. نتیجه: دایناسورها منقرض شدند عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی. نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی. نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!! نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟
عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها
.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390, 05:03 ب.ظ